ساختار چشم

در این مقاله تمام سعی خود را نموده ام تا با زبانی علمی و ساده واقعیت نهفته در رنگ و آنچه که می بینیم و ادراک می کنیم رو نشان بدهم، این مقاله حاصل مطالعه چند کتاب و گردآوری آنچه که برای فهم بهتر رنگ نیاز است می باشد، بنابراین اگر ایرادی در آن دیدید لطفن آن را به ایمیل ما اطلاع دهید. با تشکر 

واقعیت رنگ چیست؟ آیا رنگ ها در واقعیت وجود دارند؟ یا تمام آنچه که می بینیم یک وهم و خیال است؟ چرا چشم حیوانات رنگ های متفاوتی نسبت به ما می بیند؟ آیا رنگ هایی که گونه های دیگر جانوری بجز انسان ها می بینند درست است یا آنچه که ما میبینم؟ جواب این سوالات پس از مطالعه این مقاله علمی بدست می آید.

واقعیت رنگ: پدیده ای به نام رنگ در واقع نتیجه ی تبادل فیزیکی انرژی نور با یک شیئ و تجربه ذهنی شخص به عنوان بیننده است. از ترکیب این تبادل فیزیکی و تجربه ذهنی، رنگ به عنوان یک پاسخ فیزیکی روانی در ذهن بیننده بوجود می آید و توسط چشم وی دیده می شود، یعنی انرژی نور تابیده شده از یک منبع نور به یک شیئ می تابد، بازتاب این تابش به چشم انسان می رسد و توسط یک مکانیزم بیولوژِیک که در چشم ما وجود دارد از حالت یک تصویر به یک انرژی شیمیایی تبدیل می گردد. این انرژی یک سری پایانه ی عصبی که تعداد آنها به میلیون ها می رسد را تحریک می کند و باعث می شود که این پایانه ها ضربان هایی را ایجاد کنند، این  ضربان ها توسط عصب بینایی به مغز منتقل می شوند و تازه در این مرحله است که ما چیزی را می بینیم.

ساختار چشم: برای درک بهتر موضوع ابتدا به ساختار کلی چشم می پردازیم، درک و دریافت ما از یک رنگ وابسته به سیستم بینایی ما است، یعنی چشم یا عامل بیننده بر نحوه ی دیدن و درک ما موثر است، آخرین پیش نیاز ادراک ما از رنگ عامل بینایی است، چشم دارای یک پوشش محافظ بیرونی است که قرنیه نام دارد، قرنیه وظیفه دارد که شعاع نور ورودی به چشم را کمی خم نماید تا از روزنه ای که مردمک نام دارد در قسمت عنبیه چشم عبور نماید. (حرکت ماهیچه های عنبیه باعث تنظیم نور ورودی به چشم می گردد، یعنی اگر نور محیط زیاد باشد با انبساط ماهیچه مردمک چشم را تنگ و اگر نور محیط کم باشد با انقباض ماهیچه مردمک را گشاد میکند تا نور کافی با داخل چشم برسد و از آسیب سطح داخلی چشم جلوگیری می کند.) پس از آن عدسی قرار دارد که نور از میان آن عبور می نماید، عدسی با تغییر در ضخامت و تغییر نقطه کانونی باعث می گردد تا تصویری واضح بر روی شبکیه که به نور بسیار حساس است تشکیل گردد، پس از آن است که عملیات شیمیای و بیولوژیکی پیچیده ای صورت می گیرد و مغز ما می تواند تصویر تشکیل شده روی شبکیه را پردازش نماید. (شکل۱)

شبکیه درونی ترین لایه ای است که در چشم ما وجود دارد و دربرگیرنده دو نوع کلی از سلول های مخروطی که به آنها (سلول های میله ای و مخروطی و یا یاخته های میله ای و مخروطی) گفته می شود، تعداد تفریبی صد و بیست میلیون سلول های میله ای به ما توانایی دید در تاریکی را می دهد و تعداد پنچ تا هفت میلیون سلول مخروطی ما را در دیدن تصاویر رنگی یاری می رسانند، سلول های مخروطی خود به سه دسته رنگی تقسیم می شوند که به سه رنگ قرمز، سبز و آبی حساس هستند، این رنگ ها در اصل ریشه ی اصلی تمام رنگ های تابشی در دنیا هستند و جالب اینجاست که دقیقن سلول های بینایی انسان به همین سه رنگ حساس هستند، این بدان معناست که تمام رنگ های هستی از همین سه رنگ ترکیب می گردند، یاخته های مخروطی آبی به نورهای با طول موج کوتاه، یاخته های مخروطی سبز به نورهای با طول موج متوسط و یاخته های مخروطی قرمز به نورهای با طول موج بلند حساس هستند، عمل تطابق در چشم توسط یاخته های عصبی زمانی رخ می دهد که از محیطی تاریک به محیطی روشن وارد می شویم، عمل تطابق در چند میلینیوم ثانیه صورت می گیرد و احتمال درد و سوزش در چشم وجود دارد، عکس این رخداد در زمانی صورت می گیرد که از محیطی روشن به محیطی تاریک وارد می شویم در اینصورت با پدیده ی تطابق با تاریکی یا توان دید در تاریکی سروکار داریم، این پدیده جزو عملکردهای یاخته های میله ای چشم ماست و گاهن تا بیست دقیقه نیز طول می کشد، توان تطبیق با تاریکی به علت آهستگی همان دلیلی است که رانندگی در غروب آفتاب را برای ما خطرناک می کند.

وظیفه اصلی یاخته های میله ای و مخروطی، تغییر شکل از تصاویر به فرآیندهایی شیمیایی است که موجب تحریک شدن میلیون ها پایانه عصبی می گردد. این ظربان های عصبی از طریق عصب بینایی به مغز منتقل شده و اینجاست که علائم ارسال شده تفسیر و درک می شوند. دید رنگی با ما متولد شده و جزو خصوصیات ارثی ماست، این دید با تغییراتی جزئی در طول زندگی همراه ما می ماند. عیوب و کمبودهای دید رنگی در سطوح مختلفی وجود دارند ولی همه انها را می توان با یک عامل توارث یا در واقع کروموزوم x انسان مرتبط دانست. افراد مذکر یک کروموزوم x دارند که از سوی مادر به انها ارث می رسد و افراد مونث دو کروموزوم x دارند که از هر یک از والدین به انها می رسد (شکل ۲). به همین دلیل نیز عیوب یا کمبود های دید رنگی در یک مرد از هر دوازده نفر و تنها یک زن از هر دویست و پنجاه نفر رخ می دهد. می بینیم که اینجا هم آقایان کمی از خانمها عقب می مانند.

ساختار چشم


نظرات

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *